لغت نامه دهخدا
فرک لس. [ ف ِ رِ ل ِ ] ( اِخ ) والی سلوکی فارس که در آغاز کار اشکانیان بر آن ایالت فرمان میرانده است. ( از ایران باستان پیرنیا ج 3 ص 2197 ).
فرک لس. [ ف ِ رِ ل ِ ] ( اِخ ) والی سلوکی فارس که در آغاز کار اشکانیان بر آن ایالت فرمان میرانده است. ( از ایران باستان پیرنیا ج 3 ص 2197 ).
والی سلوکی فارس که در آغاز کار اشکانیان بر آن ایالت فرمان می رانده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای فرک طبق تقسیمات اخیر کشوری، از توابع دهستان وفس و بخش مرکزی شهرستان کمیجان میباشد. این روستا با مختصات جغرافیایی ۴۹ درجه و ۳۴ دقیقه طول شرقی و ۵۷ درجه و ۴۳ دقیقه عرض شمالی در شمال غربی استان مرکزی قراردارد. فاصله روستای فرک تا مرکز شهرستان ۵۵ کیلومتر میباشد.
💡 فرک و مگدیسون تلاش کردهاند تا از وجود دیدگاه سیاسی در کار خود بپرهیزند. فریک میگوید: «ما قطعات مختلف را داشتیم و با فکر سیاسی نبودن کار آنقدر از آنها حذف کردیم تا اندازه شد. ما این کار را تنها با تصاویر و بدون موسیقی کردیم. ما اجازه دادیم که تصویر جریان یابد و سپس آنها را به یکدیگر متصل کردیم.»
💡 طبق سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت فرک در سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۵۱ نفر بودهاست. این روستا ۵۱ خانوار دارد.