فردی زند

مترادف‌ها

شخص زنده، انسان زنده

لغت نامه دهخدا

فردی زند. [ ف َ ی ِ زَ ] ( اِخ )شیرازی. نامش صفربیک و مردی سیاح، درویش منش و قلندرمشرب بوده است. در مراتب الفاظ چندان تتبعی نداشته وبرحسب طبع غزلی موزون می سروده است. از آثار اوست:
در روزگار هرکه عزیز است خوار تست
این حکم تازه ای است که در روزگار تست
چون من ز جور خویش مرنجان رقیب را
گر دشمن من است ولی دوستار تست.
و از غزل دیگرش:
گفتم روم که چشمت مایل به خواب ناز است
بگشود زلف و گفتا بنشین که شب دراز است.( از مجمعالفصحاء ج 2 ص 382 ).

فرهنگ فارسی

شیرازی. نامش صفربیک و مردی سیاح درویش منش و قلندر مشرب بوده است.

جمله سازی با فردی زند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با وجود زندان طولانی مدت در ایران، العدل فردی بانفوذ در القاعده باقی ماند و پس از اسامه بن لادن به تثبیت جایگاه الظواهری به عنوان رهبر القاعده کمک کرد.

💡 رفعت اسد برای حفظ حکومت بعث سوریه کشتار زندان تدمر را نیز مرتکب شده‌است: یک روز پس از آن که فردی تلاش کرد حافظ اسد را ترور کند، با وجود ناموفق ماندن ترور، حزب بعث تصمیم به انتقام گرفت. به صورتی که قوای نظامی حزب و نیروهای گروهان دفاعی سوریه تحت فرماندهی رفعت اسد به زندان تدمر یورش بردند و تقریباً ۱۰۰۰ نفر از زندانیانی را که در حال گذراندن محکومیت خود بودند و نقشی در ترور نافرجام اسد نداشتند به قتل رساندند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران