غیرمسلح کردن
مترادفها
خلع سلاح کردن
متضادها
مسلح کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{de-arming, safing} [علوم نظامی] تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت آماده به آتش به حالت ضامن متـ. ضامن کردن
ویکی واژه
تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت آمادهبهآتش به حالت ضامن
جمله سازی با غیرمسلح کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دبران در رصدهای نجومی آماتوری نیز بسیار محبوب است و به راحتی با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است. این ستاره در آسمان شب، در نزدیکی خوشه پروین قرار دارد و میتوان آن را با دنبال کردن کمربند صورت فلکی شکارچی (جبار) به سمت بالا، پیدا کرد.