غیرمسلح کردن

مترادف‌ها

خلع سلاح کردن

متضادها

مسلح کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{de-arming, safing} [علوم نظامی] تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت آماده به آتش به حالت ضامن متـ. ضامن کردن

ویکی واژه

تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت آماده‌به‌آتش به حالت ضامن

جمله سازی با غیرمسلح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دبران در رصدهای نجومی آماتوری نیز بسیار محبوب است و به راحتی با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است. این ستاره در آسمان شب، در نزدیکی خوشه پروین قرار دارد و می‌توان آن را با دنبال کردن کمربند صورت فلکی شکارچی (جبار) به سمت بالا، پیدا کرد.

💡 فرآیند غیرمسلح کردن گروه‌های درگیر در جنگ، یکی از مراحل حساس برای دستیابی به صلح پایدار و برقراری امنیت در مناطق جنگ‌زده است.

💡 سازمان‌های بین‌المللی تلاش می‌کنند تا با مذاکره و فشار دیپلماتیک، روند غیرمسلح کردن نیروهای نظامی در مناطق بحرانی را تسریع کنند.

💡 تصمیم دولت برای غیرمسلح کردن نیروهای شبه‌نظامی، گامی بزرگ به سوی کاهش تنش‌ها و ایجاد فضای گفتگو میان طرف‌های مخالف محسوب می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران