لغت نامه دهخدا
غلط داشتن. [ غ َ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) غلط گفتن. غلط خواندن. غلط نوشتن. در زبان کودکان مکتب: در درس امروزم ( یا در دیکته ام ) پنج غلط داشتم.
غلط داشتن. [ غ َ ل َ ت َ ] ( مص مرکب ) غلط گفتن. غلط خواندن. غلط نوشتن. در زبان کودکان مکتب: در درس امروزم ( یا در دیکته ام ) پنج غلط داشتم.
( مصدر ) در گفتن خواندن یا نوشتن اشتباه داشتن: املای تو پنج غلط دارد.
💡 آزاداندیشی که باعث شد شخصی بعد از پنجاه سال تألیف و تحقیق و داشتن شهرت و زعامت فکری، افکار غلط گذشته خود را تصحیح کند.
💡 در ماه مه ۱۹۰۸، لنین مدت کوتاهی را در لندن سپری و آنجا از اتاق مطالعه موزه بریتانیا برای نوشتن ماتریالیسم و امپریوکریتیسیسم استفاده کرد. این اثر حملهای به «اکاذیب بورژوایی-ارتجاعی» نسبیگرایانه بوگدانف بود. رفتار جناحی لنین باعث رانده شدن تعداد روزافزونی از بلشویکها، از جمله طرفداران نزدیک سابقش آلکسی رایکوف و لو کامنف، از او شد. پلیس مخفی روسیه فرصت را غنیمت شمرد و جاسوسی به نام رومن مالینوفسکی، را نزد او فرستاد تا در حزب نقش طرفدار وفادار لنین را بازی کند. تعدادی از بلشویکها سوءظن خود نسبت به مالینوفسکی را به او ابراز کردند و اگر چه اطلاع داشتن لنین از نقش دوگانه مالینوفسکی قطعی نیست اما ممکن است او از مالینوفسکی برای رساندن اطلاعات غلط به پلیس مخفی روسیه استفاده کرده باشد.