لغت نامه دهخدا
( غریق آب ) غریق آب. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) آب ژرف و عمیق. ( ناظم الاطباء ).
( غریق آب ) غریق آب. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) آب ژرف و عمیق. ( ناظم الاطباء ).
( غریق آب ) آب ژرف و عمیق
💡 یاران به همتی نظری کاین غریق آب از بحر آب دیده نمد زین برآورد
💡 همی پیچید بر آتش گیاهی غریق آب می زد دست و پایی
💡 چو برقی کو نماید خنده خوش غریق آب و میسوزد در آتش
💡 یاری از تشنگی کباب شود یار دیگر غریق آب شود