عیسی ره نشین

لغت نامه دهخدا

عیسی ره نشین. [ سی ِ رَه ْ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه است از شعاع آفتاب. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). شعاع و پرتو آفتاب. ( ناظم الاطباء ). || آفتاب. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || طبیب حاذق. ( ناظم الاطباء ). طبیب که بر سر ره نشیند. ( آنندراج ). طبیب حاذق که در مطب راه نشیند. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

کنایه است از شعاع آفتاب آفتاب

جمله سازی با عیسی ره نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عزلت گزین که از سر عزلت شناختند آدم در خلافت و عیسی ره سما

کلنی یعنی چه؟
کلنی یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز