عیب گرفتن

لغت نامه دهخدا

عیب گرفتن. [ ع َ / ع ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) آشکارا کردن عیب. بنمودن نقص. ایراد گرفتن. انتقاد کردن. به نقص و خطا منسوب داشتن. برشمردن عیب و نقص:
چو دشوارت آید ز دشمن سخُن
نگر تا چه عیبت گرفت آن مکن.سعدی.متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد. ( سعدی ).
|| نکوهیدن. سرزنش کردن:
به کس مگوی که پایم بسنگ عشق برآمد
که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی.سعدی.دوستان عیب مگیرید و ملامت مکنید
کاین حدیثی است که از وی نتوان بازآمد.سعدی.

فرهنگ فارسی

آشکارا کردن عیب بنمودن نقص ایراد گرفتن

جمله سازی با عیب گرفتن

💡 از دیگر وظایف سوزنبان میتوان به بازدید از سوزن های ایستگاه هنگام تحویل گرفتن کشیک اشاره کرد که در صورت وجود نقص و یا عیبی در سوزن های ایستگاه میبایست مراتب را به اطلاع مسئول وقت ایستگاه برساند، همچنین اطمینان از توقف کامل واگن ها بوسیله ترمز دستی و کفش خط در هردوسمت واگن های متوقف و دگاژ بودن واگن ها و سایر وسایل نقلیه متوقف در ایستگاه از دیگر وظایف سوزنبان میباشد (ماده ۲_۲۷ مقررات عمومی سیروحرکت).

💡 از دیگر وظایف سوزنبان میتوان به بازدید از سوزن های ایستگاه هنگام تحویل گرفتن کشیک اشاره کرد که در صورت وجود نقص و یا عیبی در سوزن های ایستگاه میبایست مراتب را به اطلاع مسئول وقت ایستگاه برساند، همچنین اطمینان از توقف کامل واگن ها بوسیله ترمز دستی و کفش خط در هردوسمت واگن های متوقف و دگاژ بودن واگن ها و سایر وسایل نقلیه متوقف در ایستگاه از دیگر وظایف سوزنبان میباشد (ماده ۲_۲۷ مقررات عمومی سیروحرکت).

یادگاری یعنی چه؟
یادگاری یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز