عیب بردن

لغت نامه دهخدا

عیب بردن. [ ع َ / ع ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهر کردن عیب. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). آشکارا کردن بدی و ظاهر ساختن رسوایی و بدنامی کسی را. ( ناظم الاطباء ):
پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است
عیب خود می پوشد از چشم خلائق عیب پوش.صائب ( دیوان چ امیری فیروزکوهی ص 625 ).

فرهنگ فارسی

ظاهر کردن عیب آشکارا کردن بدی و ظاهر ساختن رسوایی و بدنامی کسی را

جمله سازی با عیب بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیک عیبی نبود ران ملخ بردن مور زی سلیمان، که برین قاعده رسمی کهن است

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز