عیب بردن
مترادفها
ایراد گرفتن، خردهگیری کردن
متضادها
ستایش کردن، تمجید کردن، تعریف کردن
لغت نامه دهخدا
عیب بردن. [ ع َ / ع ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) ظاهر کردن عیب. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). آشکارا کردن بدی و ظاهر ساختن رسوایی و بدنامی کسی را. ( ناظم الاطباء ):
پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است
عیب خود می پوشد از چشم خلائق عیب پوش.صائب ( دیوان چ امیری فیروزکوهی ص 625 ).
فرهنگ فارسی
ظاهر کردن عیب آشکارا کردن بدی و ظاهر ساختن رسوایی و بدنامی کسی را
جمله سازی با عیب بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لیک عیبی نبود ران ملخ بردن مور زی سلیمان، که برین قاعده رسمی کهن است
💡 در یک محیط کاری حرفهای، نباید مدام به دنبال عیب بردن از عملکرد همکاران باشید، بلکه باید سعی کنید با همکاری، مشکلات را با هم حل کنید.
💡 برخی افراد عادت دارند در جمعهای دوستانه فقط به عیب بردن از دیگران بپردازند، که این رفتار باعث دوری و ایجاد فاصله میان آنها و دوستانشان میشود.
💡 به جای آنکه وقت خود را صرف عیب بردن از اشتباهات گذشته دیگران کنید، بهتر است بر روی یافتن راهحلهای سازنده و مثبت برای آینده تمرکز نمایید.