عمارت دوست

لغت نامه دهخدا

عمارت دوست. [ ع َ / ع ِ رَ ] ( ص مرکب ) دوستدار آبادانی. دلبسته به بناها و آبادانیها. دوستدار ساختن عمارت: و عمارت دوست بودو عادل [ کیقباد ]. ( فارسنامه ابن البلخی ص 40 ).
عمارت دوست شد طاووس، از آن پای گلین دارد
ولکن سربزرگی یافت بوم، از بوم ویرانی.خاقانی.

فرهنگ فارسی

دوستدار آبادانی دلبسته به بناها و آبادانیها

جمله سازی با عمارت دوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تورنیکه نیز پس از پیروزی به مقام سینکِلوس (جانشینی پاتریارک) رسید و مهم تر آنکه ژنرال پیروز با دستی پر از غنائم گرانبها از جمله ۱۲ پوند طلا به آتوس بازگشت. طلایی که گرجی‌ها را قادر به تآسیس عمارت منحصر به خود در مرکز مذهبی یونان، نمود. این کلیسا که در زبان یونانی ایوِرُن نامیده شد، پس از تأسیس، تحت مدیریت مشترک تورنیکه (به عنوان بنیان‌گذار) و دوست او ایوانه (به عنوان اسقف اعظم) قرار داشت و به یکی از مراکز مهم و فعال کلیسای ارتدکس گرجی تبدیل شد.

💡 تامی در این هنگام چون با شهر وایس سیتی آشنایی ندارد، از کن روزنبرگ در مراحل اول کمک می‌گیرد و به دنبال مواد مخدر و پول‌های از دست رفته میگردند و بعد از آشنا شدن با چند نفر بالاخره متوجه می‌شود سرش کلاه رفته و دیاز که قصد کشتن دوست تامی لنس ونس را داشته بود تصمیم می‌گیرد همراه با لنس دیاز را بکشد و این کار را انجام می‌دهد و عمارت دیاز را صاحب می‌شود.