عمادالدین اتابک

لغت نامه دهخدا

عمادالدین اتابکی. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ اَ ب َ ] ( اِخ ) پهلوان بن هزاراسب، ملقب به عمادالدین. سومین از اتابکان لر بزرگ است. وی پس از پدرش «هزاراسب » در سال 626 هَ. ق. حکومت لرستان را به دست گرفت و تا سال 646 هَ.ق. که درگذشت این مقام را داشت و پس از او برادرش نصرةالدین کلجه به حکومت رسید. ( از تاریخ مغول عباس اقبال ص 444 و 448 ). و نیز رجوع به «اتابکان لرستان » وتاریخ حبیب السیر چ کتابخانه خیام ج 3 ص 327 شود.
عمادالدین اتابکی. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ اَ ب َ ] ( اِخ ) زنگی بن آقاسنقر حاجب، ملقب به عمادالدین. سرسلسله اتابکان موصل و الجزیره و شام. رجوع به عمادالدین زنگی ( زنگی بن آق سنقر... ) شود.
عمادالدین اتابکی. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ اَ ب َ ] ( اِخ ) زنگی بن مودودبن زنگی بن آق سنقر، ملقب به عمادالدین و مکنی به ابوالفتح. از اتابکان سنجار. رجوع به عمادالدین زنگی ( زنگی بن مودود... ) و ابوالفتح ( زنگی... ) شود.
عمادالدین اتابکی. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ اَ ب َ ] ( اِخ ) شاهنشاه بن محمدبن زنگی بن مودودبن زنگی بن آق سنقر، ملقب به عمادالدین. سومین تن از اتابکان سنجار. رجوع به عمادالدین زنگی ( شاهنشاه بن محمدبن... ) شود.

جمله سازی با عمادالدین اتابک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه شجاع در روز یکشنبه بیست و دوم شعبان 786 هجری قمری در شیراز درگذشت. او پیش از وفات، فرزندش مجاهدالدین سلطان زین العابدین را جانشین خود ساخت و عمادالدین سلطان احمد را به فرمانداری کرمان فرستاد. سلطان احمد در روز جمعه بیستم شعبان وارد کرمان شد و حکم فرمانداری خود را به امیر اختیارالدین حسن ابلاغ کرد. امیر با آنکه بر تسلیم نکردن کرمان، توانا بود، سلطان احمد را به گرمی پذیرفت و وی را در قصر همایون کرمان فرود آورد و کلید خزاین و دژها را تسلیم او ساخت و خود آمادۀ بازگشت به شیراز شد تا در خدمت شاه شجاع باشد. سلطان احمد از عزیمت او مانع شد و گفت: تو ما را به جای پدری، صلاح آن است که در کرمان بمانی تا از شیراز، خبری برسد. از آن پس اگر شاه شجاع زنده باشد، مختاری که به شیراز بروی و اگر درگذشته باشد، در کرمان بمان و مال و ملک از تو دریغ نداریم. دو روز پس از آن در بیست و دوم شعبان، خبر وفات شاه شجاع به کرمان واصل شد. کرمانیان که با شاه شجاع به سبب انتشابش به کرمان از سوی مادر، مهر ویژه داشتند، در آن واقعه سوگ بسیار داشتند. پس از آن، سلطان احمد عهده دار فرمانروایی کرمان برّاً و بحراً با مضافات دریایی آن از قبیل کیش و هرمز تا ساحل رود سند شد و امیر اختیارالدین حسن را اتابک و وزیر خود ساخت. امیر اختیارالدین حسن چتدی در آن سمت و در خدمت سلطان احمد بود تا آنکه در حدود سال 790 هجری وفات یافت.

💡 صلاح‌الدین کار خود را در دربار اتابک عمادالدین زنگی از دست‌نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد و بعدها در مصر جانشین وی گردید. نورالدین زنگی پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر کرد تا متحدش شاهوار، فرمانروای مصر را که به وسیله یکی از رقبای خویش از مصر طرد شده بود، در مقام خود حفاظت نماید. مصر در این زمان تحت فرمانروایی العاضدلدین الله، یکی از خلفای فاطمی بود. شیرکوه و صلاح‌الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آن‌ها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند ولی صلاح‌الدین آن‌ها را سخت شکست داد و عقب راند.