لغت نامه دهخدا
علف بر. [ ع َ ل َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) ابزاری است از نوع داس، که در طویله بوسیله آن یونجه و امثال آن را بریده به چهارپایان میدهند. اره کمان شکل که بر پایه ای نصب کنند و بدان دسته های یونجه و علف را به قطعات کوچک بُرند و به ستور دهند.
علف بر. [ ع َ ل َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) ابزاری است از نوع داس، که در طویله بوسیله آن یونجه و امثال آن را بریده به چهارپایان میدهند. اره کمان شکل که بر پایه ای نصب کنند و بدان دسته های یونجه و علف را به قطعات کوچک بُرند و به ستور دهند.
وسیله ای شبیه داس که بر پایه ای چوبی نصب می کنند و با آن دسته های یونجه یا علف دیگر را به تکه های کوچک برش می دهند و در توبره یا آخور چهارپایان می ریزند.
( صفت اسم ) ابزاریست از نوع داس کمانی شکل که در طویله به وسیله آن یونجه و امثال آن را بریده به چهارپایان دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود نباشد جوع هر کس را زبون کین علفزاریست ز اندازه برون
💡 هوا بسيار گرم و سوزان و نيز بيابان ها خشك و بى آب و علف بود.
💡 هم از گوسپند علف جوی باشد که قیمت ندارد بنزد شبان گل
💡 چون خر که علف کشد به زاری ریزند جوش، ولی به خواری
💡 جان قدیم اشتها مانده همان ناشتا وین تن حادث غذا معدن آب و علف
💡 من که دارا و سکندر علف تیغ من اند رسد آنم که در این معرکه بسمل باشم