عقل داشتن

لغت نامه دهخدا

عقل داشتن. [ ع َ ت َ ] ( مص مرکب ) خردمند بودن. بهوش بودن. عاقل بودن:
تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق
جایی دلم برفت که حیران شود عقول.سعدی.یکی گفت هیچ این پسر عقل و هوش
ندارد، بمالش به تعلیم گوش.سعدی.متحیر نه در جمال توام
عقل دارم بقدر خود قدری.سعدی.

فرهنگ فارسی

خردمند بودن بهوش بودن

جمله سازی با عقل داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 1 - امام صادق عليه السلام:... ((من فيه خمسخصال: عقل و حلم و تجربة...:(260) ))با كسى مشورت كن كه پنج داشته باشد...و يكى از آن خصلت ها تجربه داشتن است...

💡 فرمود: تواضع و فروتنى زينت بخش علم و دانش است، اءدب داشتن و اخلاق نيك زينتبخش عقل مى باشد، خوش روئى با افراد زينت بخش حلم و بردبارى است.

💡 اگر تو با توجه به اين حقايق، به سهل انگارى خويش تن دردهى و احساس رضايتنمائى و به داشتن چنين مقام و منزلتى فرومايه، قانع باشى بايد بدانى كه اينحالت، ناشى از قصور و نارسائى عقل و يا خواب و غفلت و بى خبرى تو است كه بايداز چنين خواب غفلت و بى خبرى و لغزشهاى بد، به خداوندمتعال پناه بريم.

💡 آيا عقل هيچ عاقلى مى پذيرد كه منظور از فرمايش الهى كه مى فرمايد: اءَحَبَّإِلَيْكُمْ و دوست داشتن چيزهايى را كه خداوند سبحانه به شمار درآورد، طاعت وفرمانبرى از آنها باشد؟!

💡 2 حيوان عقل ندارد تا خوب وبد را بفهمد و حقّ و باطل را بشناسد، ولى انسان هاى منحرف با داشتن عقل، آن را زير پا گذارده و بر اساس هوس عمل مى كنند.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز