لغت نامه دهخدا
( عاشق آزار ) عاشق آزار. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) معشوقی که به عاشق خود اذیت و آزار رساند. ( ناظم الاطباء ).
( عاشق آزار ) عاشق آزار. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) معشوقی که به عاشق خود اذیت و آزار رساند. ( ناظم الاطباء ).
( عاشق آزار ) معشوقی که به عاشق خود اذیت و آزار رساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند شاید که درد عاشقی با عاشقان یارش کند
💡 چنان ز حسن تو شد عام عاشق آزاری که شمع نیز به پروانه سرگردان گردید
💡 کنایه فهم و سخن ساز و عاشق آزاری کجا رود کسی از دست تو کجا که نه ای
💡 نزاکت بین که با صد گونه شوخی دماغ عاشق آزاری ندارد