لغت نامه دهخدا
طبرزل. [ طَ ب َ زَ ] ( معرب، اِ ) طبرزد. ( بحر الجواهر ) شکر. ( منتهی الارب ). || اسم شکر معقود است که به فارسی آنرا نبات نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). قند ابلوج. شکر تبرزد. ( مهذب الاسماء ). طبرزن. رجوع به المعرب جوالیقی ص 228 شود.
طبرزل. [ طَ ب َ زَ ] ( معرب، اِ ) طبرزد. ( بحر الجواهر ) شکر. ( منتهی الارب ). || اسم شکر معقود است که به فارسی آنرا نبات نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). قند ابلوج. شکر تبرزد. ( مهذب الاسماء ). طبرزن. رجوع به المعرب جوالیقی ص 228 شود.
طبرزد شکر یا اسم شکر معقود است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان کلاردشت غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست. مردم اکاپل از قومیت طبری هستند. مردم اکاپل به زبان طبری و گویش کلارستاقی سخن میگویند.
💡 به جای دگر دید دو بیشه تنگ ازاین سو طبرخون و زآن سوخدنگ
💡 همچنین تاریخ طبری در ۵ جلد چاپ شده که این را جزئیات مینامند.
💡 بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست
💡 بنفشه طبری را نگر به طرف چمن چو پشت عاشق و زلف شکسته جانان