لغت نامه دهخدا
طاهرظاهری.[ هَِ رِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کسی باشد که خدای عز اسمه، او را از نافرمانیها و معصیتها بازداشته باشد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( تعریفات جرجانی ).
طاهرظاهری.[ هَِ رِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کسی باشد که خدای عز اسمه، او را از نافرمانیها و معصیتها بازداشته باشد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( تعریفات جرجانی ).
کسی باشد که خدای عزاسمه او را نافرمانیها و معصیتها باز داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خصوص شیوهٔ حکمرانی طاهر، وی بر تمام مسائل حکومت نظارت داشته و با کفایت و تدبیر، به حل و فصل مشکلات میپرداخته و از اعمال و تصمیمات وی در ادارهٔ امور مملکت، به نیکی یاد گشته است. به سبب همین نظارتهای مستمر و منش شخصیتی خاص وی، تمام مسائل طبق نظر وی انجام میپذیرفت و شیرازهٔ امور از دست وی خارج نمیگشت. یکی از اقدامات طاهر، که موجب انتقاداتی از وی شد، اهدای بعضی از مناصب حساس به تعدادی از دوستانش بود. اینان معمولاً در مناصبی که دریافت میکردند، دارای هیچ گونه تجربه و تخصصی نبودند و بیم آن میرفت که خسارات جبرانناپذیری بر حکومت وارد آورند؛ اما طاهر در پاسخ به مخالفان، نظارت مستمر خود بر همهٔ امور را یادآوری میکرد و بیان میکرد که تصمیم گیرندهٔ اصلی اوست و آنان دارای مناصبی ظاهری هستند، که در واقع نیز اینگونه بود و صلابت و اقتدار طاهر همراه با کفایت او بر همهٔ امور سایه افکنده بود و حکومت را در مسیری که وی میخواست به پیش میبرد. علت این اقدام طاهر را نیز، احساس دینی میدانند که به دوستانش داشت و معتقد بود، آنان که در قدرتگیری وی حریص بودهاند، حال مستحق الطاف او هستند. او به فرزند خود نیز توصیه میکرد که مراعات حال نزدیکان و حامیان خود و بزرگان را بکند و آنان را مورد الطاف خود قراردهد.