لغت نامه دهخدا
صلاح بینی. [ ص َ ] ( حامص مرکب ) خیرخواهی. مصلحت جوئی. رجوع به صلاح شود.
صلاح بینی. [ ص َ ] ( حامص مرکب ) خیرخواهی. مصلحت جوئی. رجوع به صلاح شود.
مصلحت جویی صلاح اندیشی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صلاح کار او یکسر بجوید ز نفست زنگ خود بینی بشوید