فرهنگ معین
( صف آرایی ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. )۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه. ۲ - دسته بندی.
( صف آرایی ) ( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. )۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه. ۲ - دسته بندی.
( صف آرایی ) ۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه. ۲ - دسته بندی: صف آرایی وکلای موافق و مخالف دولت در مجلس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سالن کوی نصر (گیشا) تیم علی دایی در برابر تیم کریمی صف آرایی کردند. در حین بازی علی کریمی چندین بار توپ را از میان پاهای علی دایی عبور داد که منجر به درگیری میان این دو همبازی تیم ملی شد. این بازی آغاز اختلافهای دایی و کریمی بود.
💡 ارتشهای مغول بارها و بارها سوارکاری، تیراندازی با کمان و تاکتیکهای واحد، صف آرایی و تغییر موقعیت را تمرین میکردند. این آموزشها سخت، اما نه بیش از حد سخت یا غیر منطقی، انجام میشد.
💡 در جنگ انگلیسی - پارسی سالهای ۱۸۵۷-۱۸۵۸ نیروهای ایلیاتی در بوشهر شامل تفنگداران ایل قشقایی و مردان احمد خان تنگستانی در برابر اشغالگران انگلیسی صف آرایی کردند.
💡 وی اولین بازی خود را برای شالکه در لیگ قهرمانان اروپا انجام داد. وی در سوم اکتبر ۲۰۰۷ برای اولین بار بهطور رسمی برای شالکه بازی کرد و در حالیکه از ابتدا به زمین آمده بود به همراه شالکه مقابل روزنبرگ صف آرایی کرد و در انتها بازی را ۲–۰ پیروز شدند.
💡 در زمان فرار محمدعلی شاه به روسیه و پس از صف آرایی مشروطه خواهان و سلطنت طلبان (طرفداران محمدعلی شاه) در تهران، اختلاف بین طوایف اصانلو مجدداً شعلهور شد. رشیدالسلطان - فرزند سیفاله خان - که در سبزوار بود، در سلک طرفداران محمدعلی شاه درآمد و پسر عَمش آقارضاخان در خوار (گرمسار) به صف بختیاریهای حامی مجاهدین و مشروطه خواهان پیوست.
💡 راه حل ژنرال اشلیفن به طرز خیرهکنندهای ساده بود. او راه خود را از میان خط ماژینو نمیگشود؛ آنها را دور میزد. این طرح اشلیفن مستلزم آن بود که تمام ارتش آلمان در غرب صف آرایی کند و بیش از نیمی از آن (پنجاه لشکر از هشتاد لشکر موجود) در مقابل بلژیک و هلند موضع بگیرند.