لغت نامه دهخدا
صباح کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روز به خیر گفتن. تهنیت بامداد ادا کردن: آن شخص می آمد به رسم عرب روی خویش بربسته و سلاح تمام پوشیده واو را صباح کرد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). رجوع به صباح کنان و صباح الخیر... شود.
صباح کردن. [ ص َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روز به خیر گفتن. تهنیت بامداد ادا کردن: آن شخص می آمد به رسم عرب روی خویش بربسته و سلاح تمام پوشیده واو را صباح کرد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). رجوع به صباح کنان و صباح الخیر... شود.
(صَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) روز بخیر گفتن.
( مصدر ) روز بخیر گفتن تهنیت بامداد گفتن.
روز بخیر گفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن صباح برای پیشبرد اهداف خود در ابتدای کار، درصدد زنده کردن قیامهای ضد عباسی بود، که توانست کسانی که با سلجوقیان و عباسیان سر ناسازگاری داشتند، را به گرد خود جمع کند و هدف مشترک خود یعنی برانداختن خلافت عباسی و حامیان آن را پیش ببرد.