لغت نامه دهخدا
شیره کش. [ رَ / رِ ک َ / ک ِ ]( نف مرکب ) تریاکی. که شیره تریاک کشد. ( یادداشت مؤلف ). || آنکه عصاره میوه را استخراج کند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیره و شیره ای شود.
شیره کش. [ رَ / رِ ک َ / ک ِ ]( نف مرکب ) تریاکی. که شیره تریاک کشد. ( یادداشت مؤلف ). || آنکه عصاره میوه را استخراج کند. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیره و شیره ای شود.
کسی که شیره می کشد، آن که شیرۀ تریاک دود می کند.
۱ - آن که عصاره میوه ها را استخراج کند. ۲ - کسی که شیره تریاک را دود کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیره جان میکشد چرخ از وجود خاکیان روغن از ریگ روان این سفله حاصل میکند
💡 انواع کلوچه خرمایی، کلوچه شکری، کلوچه نمکی، لوزی شکری و نان شیر، معجون کنجد، ارده، شیره (سیلون)، نان کنجدی، قرص نعناع، مرکبات از جمله پرتقال و انواع صنایع دستی.
💡 چار پهلو شود از خوان تو چون شیره آش آزا گر خود همه اعضاش چو کاسه شکم است
💡 آنکه با بلبل چو گل با من درین باغ آمدست شیره او می شد وغوره است انگورم هنوز
💡 این گونه به عنوان درخت زینتی برای پارکها و باغها کشت میشود. همچنین برای تولید زیتون و روغن سفره استفاده میشود. از شیره میوه این درخت میتوان برای تهیه مرکب نیز استفاده کرد.