شهر در کردن
لغت نامه دهخدا
شهر در کردن. [ ش َ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تبعید کردن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
تبعید کردن
جمله سازی با شهر در کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبود شهر در آفاق خوشتر از تبریز به ایمنی و به مال و به نیکوئی و جمال
💡 چون تو ز ناز و کبر نگنجی به شهر در من شهر ترک گفته بیابان گرفتهام
💡 حرمه (به عربی: حرمة ) یک شهر در عربستان سعودی است که در استان ریاض واقع شدهاست.
💡 مرید عشق تو ننهاد پا به منبر وعظ چو شیخ شهر درین پایه فرود نماند
💡 بی آنکه به کس رسید پیوند از تو آوازه به شهر در پراکند از تو
💡 حاکم چو بر سریر حکومت قرار یافت بر بیکسان شهر در ظلم باز کرد