لغت نامه دهخدا
شل و پل. [ ش َ ل ُ پ َ] ( ص مرکب، از اتباع ) شل و پر. و رجوع به شل شود.
شل و پل. [ ش َ ل ُ پ َ] ( ص مرکب، از اتباع ) شل و پر. و رجوع به شل شود.
شل و پر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این لباس به گونهای بود که در کمر به وسیلهٔ تسمه یا کمربند بسته میشد و حالتی شل و آویزان به خود میگرفت. امروزه بلوز عموماً برای لباس زنان کاربرد دارد اما برای بعضی از لباسهای مردانه گشاد و لباسهای نظامی نیز به کار برده میشود.
💡 سپس، برای اینکه غلظت روغن روی پوشش روغن الف (که بهعنوان آستر زده میشود) و چسبندگی و پوشش بیشتر رنگ اصلی سفید را، از هر کدام یک پیمانه، مخلوط میکنیم، سپس با مخلوط کردن تینر، رنگ را شل و روان میسازیم و با استفاده از رنگها، به رنگ دلخواه خود میرسیم.
💡 در این بیماری، فرد مبتلا، چهرهای غیرعادی و شبیه موارد لپریکانیسم دارد. این بیماری بیشتر بافتهای همبند و دستگاه غدد درونریز بدن را گرفتار میکند. بیماران دچار پوست شل و تغییر رنگ برنزی آن، کمتوانی ذهنی و ناهنجاریهای عمدهٔ استخوانی هستند. در صورت انجام پرتونگاری، نمای مشخص دیسپلازیای تمامی استخوانهای بدن مشهود است.
💡 بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵، رتو سالیمبنی چهار بار جایزه معتبر «نقطه سال» و سه بار «جایزه تماشاگران» را برای کارهایش برای یو پی سی، میوههای سوئیسی، شل و لیدل دریافت کرد.