لغت نامه دهخدا
شفاساز. [ ش ِ / ش َ ] ( نف مرکب ) شفاسازنده. نافع و سودمند و شفادهنده. ( ناظم الاطباء ):
به دستان دوستان را کیسه پرداز
به زخمه زخم دلها را شفاساز.نظامی.|| دارویی که تندرستی آورد. ( ناظم الاطباء ).
شفاساز. [ ش ِ / ش َ ] ( نف مرکب ) شفاسازنده. نافع و سودمند و شفادهنده. ( ناظم الاطباء ):
به دستان دوستان را کیسه پرداز
به زخمه زخم دلها را شفاساز.نظامی.|| دارویی که تندرستی آورد. ( ناظم الاطباء ).
شفا سازنده نافع و سودمند و شفا دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: پیش از این مردمان دوایی بودند که از ایشان شفا مییافتند، اکنون همه دردی شده اند که آن را دوا نیست. پس طریق آن است که خدای را مونس خود سازی و کتاب او را همراز خود گردانی.
💡 سر رشته شفا و مرض در کف خداست از چاره روی دل به در چاره ساز کن