لغت نامه دهخدا
شراب گروه. [ ش َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بهبهان. دارای 100 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، پشم، لبنیات و مرغ است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
شراب گروه. [ ش َ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بویراحمد سردسیر بهبهان. دارای 100 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، پشم، لبنیات و مرغ است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اينها مسيحيان تغلب ونجران بودند كه هنگام گسترش كوفه بدان واردشدند و در محله اى ساكن شدند كه بعدا نام آنان را به خود گرفت يعنى محلةالنجرانية. اين گروه آثار شومى از خود در ايام حكومت واليان منحرفى چون وليدبن عقبة - معروف به فاسق به نص قرآن كريم - كه از طرف عثمان بر كوفهامارت داشت، بجا گذاشتند. وليد خود شراب مى نوشيد و آن را در اختيار مسيحيان قرار مىداد(69) و آنان را از گوشت خوك به فروانى بهره مند مى ساخت
💡 در بسیاری مناطق اروپا یهودیان به خوردن خون مسیحیان در مسخره کردن باور تبدیل شدن شراب به خون عیسی توسط مسیحیان متهم شدند. بر پایه این اتهام، یهودیان یک کودک بالغ نشده را میدزدیدند و شکنجه میکردند. در این هنگام گروهی از آنها جمع میشدند و این مسئله را تماشا میکردند. کودک بدست آنها به مرگ محکوم میشد و در نهایت به صلیب کشیده میشد. خونی که از زخمهای کودک چکه میکرد در ظرفی جمع میشد. در پایان بدن بدون خون کودک از صلیب پایین کشیده میشد و آیینهای جادو به کمک خون او انجام میشد. این داستان به صورت همتایی در همگی داستانهای یهودستیزانه در این زمان نقل شدهاست. داستان ویلیام نورویچ جزو نخستین داستانهای این اتهام است.