برنمی تابم
یعنی «تحمل نمیکنم»، «نمیپذیرم» یا «تاب نمیآورم». این صورتِ اولشخص مفرد از همان فعل است و برای بیان ناتوانی از تحملِ چیزی بهکار میرود.
مترادفها
تحمل نمیکنم، تاب نمیآورم
متضادها
تاب میآورم
یعنی «تحمل نمیکنم»، «نمیپذیرم» یا «تاب نمیآورم». این صورتِ اولشخص مفرد از همان فعل است و برای بیان ناتوانی از تحملِ چیزی بهکار میرود.
تحمل نمیکنم، تاب نمیآورم
تاب میآورم