لغت نامه دهخدا
شراندیش. [ ش َاَ ] ( نف مرکب ) مقابل خیراندیش. بدسگال. بداندیش.
شراندیش. [ ش َاَ ] ( نف مرکب ) مقابل خیراندیش. بدسگال. بداندیش.
مقابل خیر اندیش بد سگال بد اندیش
💡 چو قدر او از این پس بیش باشد چه خوش عهد وچه خوش اندیش باشد
💡 نکو خواه تو روز و شب شادمان بد اندیش تو سال و مه سوگوار
💡 ای که جانها خاک پایت صورت اندیش آمدی دست بر در نه درآ در خانه خویش آمدی
💡 تا نیابی جان دور اندیش را کی توانی خواند مردم خویش را
💡 از عاقبت عشق تو اندیشه نکردم دیوانه دل عاقبت اندیش ندارد
💡 ^ orthodox socialism به معنای سوسیالیسم رسمی، خشک، جمود اندیش یا شکل اولیهٔ سوسیالیسم است.