لغت نامه دهخدا
شایست و بایست. [ ی ِ ت ُ ی ِ ] ( ترکیب عطفی ) سزا و لازم. سزاوار و واجب.
شایست و بایست. [ ی ِ ت ُ ی ِ ] ( ترکیب عطفی ) سزا و لازم. سزاوار و واجب.
سزا و لازم سزاوار و واجب
💡 گفته شد که شایست و ناشایست ماتیکانیِ دین شناسانهاست و از دید نکتههای هنرمندانه و بودن واژگان کمیاب درخور نگرش برخی پژوهشگران است. همچنین جستارهای آن با کتابهای کهنتری چون نیرگستان و زندوندیداد همخوانی دارد.
💡 تاریخ تدوین آن به احتمال به سدههای یکم یا دوم پیش از میلاد میرسد. این کتاب همه درمه هندویی را به صورت احکام شایست و ناشایست، پاداش و کیفر کردارها و خاصیت اعمال گوناگون در خود گرد آوردهاست.
💡 پیوست: به دنبال شایست ناشایست نوشتاری آمدهاست که آن را پیوست شایست و ناشایست نامیده اند و فرگردهای یازده تا بیست و سه را دربرمیگیرند. برخی این پیوست را به دو بخش یازده تا چهارده و پانزده تا بیست و سه بخشبندی نمودهاند. [ ۸ ] این فرگردها سپس به فرگردهای آغازین ماتیکان افزوده شدهاند.