شاطی ء
مترادفها
ساحل، کنار دریا
فرهنگ معین
[ ع. ] (اِ. ) ساحل، کناره.
ویکی واژه
ساحل، کناره.
جمله سازی با شاطی ء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقل اندرین قیاس مرا محور و مات ماند کو تشنه لب به شاطی شط فرات ماند
💡 او اولین پادشاه یکتاپرست ایرانی بود که نوروز را عید گرفت و از سامنات به شاطی فرات رفت و به مرور زمان شوش، بابل را گرفت و شهرهایی از جمله بلخ را بنا کرد.
💡 واقعیت این است که شاطی یا رودکنار بسیار زیبا و دیدنی و میعادگاه عشاق است و دلدادگان با تابش نور سرخ خورشید بر آب روان رود به هنگام غروب، به بهانهٔ آوردن آب به دیدار یکدیگر میشتافتند.
💡 منع آب و قطع امید از جهات تشنه لب بر شاطی شط فرات