لغت نامه دهخدا
شاخ به شاخ پریدن. [ ب ِ پ َدَ ] ( مص مرکب ) برای فرار از مُلزم و مُجاب شدن هر لحظه سخن را بسوئی گردانیدن. ( امثال و حکم دهخدا ).
شاخ به شاخ پریدن. [ ب ِ پ َدَ ] ( مص مرکب ) برای فرار از مُلزم و مُجاب شدن هر لحظه سخن را بسوئی گردانیدن. ( امثال و حکم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ایوان خرامد گل از طرف شاخ به بستان خرامند خوبان ز کاخ
💡 ما سینه زنیم بر در و بام قفس چندان که پرد مرغ چمن شاخ به شاخ
💡 به دل کشتم درختی کش ز هر شاخ به جای هر گلم خاری به در کرد
💡 از دستبرد سنگ حوادث چه غافل است مرغی که شاخ شاخ به گلزار می پرد
💡 چون بلبل تصویر به یک شاخ نشستی زافسردگی از شاخ به شاخی نپریدی
💡 مغزش ز نسیم سحری گشت پریشان زین جرم که شد شاخ به دیوار شکوفه