شاخ به شاخ شد
مترادفها
برخورد کردن، مقابله کردن، رودررو شدن، درگیر شدن
متضادها
آشتی کردن، صلح کردن
لغت نامه دهخدا
شاخ به شاخ شدن. [ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) با کسی؛ معارضه ومجادله خاصه با قوی تر از خود کردن. ( امثال و حکم دهخدا ). مناطحت. شاخ بهم بند شدن. شاخ بهم گیر کردن.
جمله سازی با شاخ به شاخ شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بی چاره چوزین باغ به در راه ندارد ناچار ازین شاخ به آن شاخ گریزد
💡 به طفل غنچه نگر کِش چو زاد مادرِ شاخ به جای گریه تبسم چو لعل یار کند
💡 به کاخ اهل سعادت دمید گل از شاخ به چشم اهل شقاوت خلید خار امروز
💡 از پشت عقل بالغ کز باغ شرع هست چون شاخ به ز عالم تکلیف باردار
💡 چمن شکوفهٔ دستار بر سر هر شاخ به دستیاری دست بهار می بندد
💡 از ریزشی که کرد در ایام نو بهار در بر گریز شاخ به وصل ثمر رسید
💡 در جلسه شورای شهر، دو عضو اصلی به دلیل اختلاف نظر در مورد بودجه، با یکدیگر شاخ به شاخ شد و بحث بسیار تندی گرفت.
💡 دو تیم فوتبال در فینال مسابقات قهرمانی، در زمین مسابقه با هم شاخ به شاخ شد و بازی با شدت بسیار بالایی دنبال شد.
💡 با نزدیک شدن زمان انتخابات، رقبای سیاسی در فضای مجازی با هم شاخ به شاخ شد و حملات لفظی شدیدی را علیه یکدیگر آغاز کردند.