سیلی باره

لغت نامه دهخدا

سیلی باره. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) سیلی خوار. سیلی خواره:
خلق رنجور دق و بی چاره اند
وز خداع دیو سیلی باره اند.مولوی.

فرهنگ فارسی

سیلی خوار سیلی خواره

جمله سازی با سیلی باره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روایتی دیگر، چنین نقل شده است که روزی حسین گل‌گلاب در راه ملاقات با روح‌الله خالقی در خیابان، شاهد درگیری دو سرباز ایرانی و انگلیسی بوده است که در آن وضع، سرباز انگلیسی به سرباز ایرانی که درجه بالاتری نیز نسبت به آن داشته سیلی می‌زند و سرباز ایرانی به خاطر شرایط وقت که ایران در اشغال بود هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد. گل‌گلاب با دیدن این صحنه با چشمانی اشکبار به دیدار خالقی می‌رود و جریان را بازگو می‌کند. و همچنین می‌گوید شعری خواهم گفت تا ایران و روح ایرانی در آن زنده ماند. خالقی نیز می‌گوید که من آهنگ آن را تنظیم می‌کنم و بنان که آنجا بوده نیز می‌گوید من هم شعر را خواهم خواند. 

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز