اهقاء
متضادها
حفظ کردن، نگهداری کردن
لغت نامه دهخدا
اهقاء. [ اِ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن دل کسی را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). افسرده کردن دل کسی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
حفظ کردن، نگهداری کردن
اهقاء. [ اِ ] ( ع مص ) تباه گردانیدن دل کسی را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). افسرده کردن دل کسی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).