لغت نامه دهخدا
سیب زار. ( اِ مرکب ) بوستان و باغ درخت سیب و جایی که پر از درخت سیب است. ( ناظم الاطباء ): دیگر روز هم بار نداد و برنشست و بر جانب سیب زار بباغ فیروزی رفت. ( تاریخ بیهقی ).
سیب زار. ( اِ مرکب ) بوستان و باغ درخت سیب و جایی که پر از درخت سیب است. ( ناظم الاطباء ): دیگر روز هم بار نداد و برنشست و بر جانب سیب زار بباغ فیروزی رفت. ( تاریخ بیهقی ).
بوستان و باغ درخت سیب و جایی که پر از درخت سیب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر این کشت زار نیست گزیر از به و سیب و کندنا و کزر