سپیده کردن
مترادفها
سپید شدن، روشن شدن، سحر شدن
متضادها
تاریک شدن، غروب کردن، شام شدن
لغت نامه دهخدا
سپیده کردن. [ س َ / س ِ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سپیده بر روی مالیدن:
گفتم که سپیده کرده ای بهر کسی.عمربن مسعود.و رجوع به سپیده شود.
جمله سازی با سپیده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انقلاب نوسنگی که با دمیده شدن سپیده کشاورزی در جهان مشخص میشود، از مهمترین دورههای تاریخ بشر بودهاست، برای نخستین بار در این نواحی شکل گرفتهاست. در این انقلاب، انسانها از مرحلهٔ شکار و جمعآوری دانههای گیاهان وحشی، به کشاورزی و اهلیگری پرداختند و یکجانشین شدند. پیشگامان کشاورزی جهان، هزاران سال پیش، به کشت نخستین محصولات کشاورزی دست زدند و به اهلی کردن گوسفند و دیگر حیوانات پرداختند.