سوز و بریز

لغت نامه دهخدا

سوز و بریز. [ زُ ب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) در تداول عوام، شکایتی با ناله وگفتارهای دلسوز. با ادب و آهسته پیوسته بر مصیبتی گریستن و حکایت وقوع آن کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تداول عامیانه شکایتی با ناله و گفتارهای دلسوز با ادب و آهسته پیوسته بر مصیبتی گریستن و حکایت وقوع آن کردن

جمله سازی با سوز و بریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منظره اى پر سوز و گداز بود. زن ها همه گريستند و امام نيز با آنها گريست. (50)

💡 زین جهان بیرون نشد تا چشم او او را ندید سر چو شیر عود سوز و تن چو پیل پرنیان

💡 نسبتی میداشت با من شمع در سوز و گداز گر دل بریان و چشم اشکباری داشتی

💡 اگر شور و شوق و سوز و گداز قلب زنده اى را مى شكافت بى ترديد قلب من تاكنونشكافته شده بود.

💡 عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است عشق او را آتش و سوز و گدازی دیگر است

💡 در هوای ماه رخسار تو شبها تا بروز همچو شمع استاده ام از گریه و سوز و گداز

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز