سواران اب

لغت نامه دهخدا

( سواران آب ) سواران آب. [ س َ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از گنبدهای آب که به تازی حباب گویند و افراس آب و افراسیاب مرادف است. ( آنندراج ). حبابهای آب. ( غیاث اللغات ). کنایه از حباب است و آن قبه ای باشد شیشه مانند که در وقت باریدن باران بروی آب بهم میرسد:
خاک بر آن دایره کز هیچ باب
گرد نخیزد ز سواران آب.امیرخسرو.|| موج آب. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( سواران آب ) نایه از گنبدهای آب که بتازی حباب گویند و افراس آب و افراسیاب مرادف است حبابهای آب کنایه از حباب است و آن قبه باشد شیشه مانند که در وقت باریدن باران بر وی آب بهم میرسد

جمله سازی با سواران اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برق به شمشیر در آورد تاب گشت زره پوش سواران آب

داده یعنی چه؟
داده یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز