سنگ زخم
لغت نامه دهخدا
سنگ زخم. [ س َ گ ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجر اعرابی و آن سنگی باشد مانند عاج چون بسحاق کنند و بر موضعی که خون از آن روان باشد بریزند بازدارد و آنرا شکرسنگ هم میگویند و حجرالعاج همان است. ( برهان ). سنگ جراحت. ( آنندراج ). اسم فارسی حجرالعاج است. ( تحفه حکیم مؤمن ).
جمله سازی با سنگ زخم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم زخمی ز گرانان جهان گر نرسد خطر از سنگ ندارد دل آیینه ما
💡 دل ریشی که خون از وی نجوشد چو سنگی دان که زخم تیشه دارد
💡 میان سنگها آن بیش ارزد که افزون خورده باشد زخم میتین
💡 به زور، چهره خود را شکفته میدارم چو پستهای که کند زخم سنگ خندانش
💡 ما نیز مردمانیم نی کم ز سنگ کانیم بی زخمهای میتین پیدا نکرد زر را