لغت نامه دهخدا
( سنگ بر دندان آ••• ) سنگ بر دندان آمدن. [ س َ ب َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) تودهنی خوردن.جواب دندان شکن شنیدن. محکوم گشتن. مجاب گردیدن: دستور را از این سخن سنگی عجب بر دندان آمد واز غیظ حالت آتش غضبش بهجا برآورد. ( مرزبان نامه ).
( سنگ بر دندان آ••• ) سنگ بر دندان آمدن. [ س َ ب َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) تودهنی خوردن.جواب دندان شکن شنیدن. محکوم گشتن. مجاب گردیدن: دستور را از این سخن سنگی عجب بر دندان آمد واز غیظ حالت آتش غضبش بهجا برآورد. ( مرزبان نامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بباغی کآید از نو بلبلی، تا آشیان بندد نباید سنگ بر مرغ دگر زد، باغبانش را
💡 وى در صحرا درختى ديد كه از دل سنگ بر آمده و شاخه اى محكم و صاف دارد.
💡 سنگ بر پیشانی برگشتم؛ بر سرزمین مادری ام باردیگر نگریستم وَ گریستم
💡 سنگ بر قندیلِ طالب علمِ عالم جوی پاش چنگ در فتراک صاحب درد دردی خوار زن
💡 از که دیگر می توان چشم نوازش داشتن؟ چون تجلی سنگ بر هنگامه موسی زند
💡 در آن حال نيز دشمنان رهايش نكرده و با ابزارهاى گوناگون، از جمله تير، نيزه،شمشير و سنگ بر بدنش ضرباتى وارد آوردند.