سنبل کردن
لغت نامه دهخدا
سنبل کردن. [ سَم ْ ب َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام، سرسری انجام دادن کاری را. اجرای امری بطور سطحی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سرسری انجام دادن کاری را اجرای امری به طور سطحی.
جمله سازی با سنبل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زینگونه کز تو طره سنبل معطر است تو بهر بوی کردن بوی که می روی
💡 ز رخسار تو خونها در دل گل می توان کردن ز زلفت حلقه ها در گوش سنبل می توان کردن
💡 در داستانهای قدیمی، شاعران همواره سعی میکردند تا با استفاده از کلمات بسیار زیبا و آهنگین، طبیعت را به شکلی بینظیر سنبل کنند و مخاطب را مجذوب خود نمایند.
💡 معماران هنرمند با استفاده از نقوش اسلیمی و رنگهای گرم، تلاش میکنند تا دیوارهای قصرهای قدیمی را با دقت بسیار بالا و ظرافتی تمام به شکلی عالی سنبل کنند.
💡 هدف اصلی یک طراح داخلی موفق این است که با چیدمان درست اشیا و انتخاب رنگهای متناسب، فضای خانه را به گونهای سنبل کند که آرامش به ساکنان بدهد.