لغت نامه دهخدا
سم سم کار. [ س ِ س ِ] ( ص مرکب ) آنکه در کارها سخت درنگ و بطوء بسیار کند. آنکه کاری کند و بی علاقگی کند. ( یادداشت مؤلف ).
سم سم کار. [ س ِ س ِ] ( ص مرکب ) آنکه در کارها سخت درنگ و بطوء بسیار کند. آنکه کاری کند و بی علاقگی کند. ( یادداشت مؤلف ).
آنکه در کارها سخت درنگ و بطوئ بسیار کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمه سارهای فراوان از جمله چشمههای آبشاراوبرو، اندرز، خره، تقرگی، پلنگی، آبشار آقل کمر، سرچشمه (چشمه ابوالمهدی)، واپر، کنج، اشکفت، چال رونی، سم سم، آبشار اوشه گاه، پرد وردی، چال جانقلی و پاچه یادگاری است. بکرترین جای این کوه منطقهاست وسیع که تنگ فشکنام دارد.