سلوک کردن

لغت نامه دهخدا

سلوک کردن. [ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سفر کردن. || مدارا کردن. || پیروی نمودن رسم و عادت کسی را. ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح عرفان ) سلوک طی مدارج خاص را گویند که همواره سالک باید طی کرده تا بمقام وصل و فنا برسد که از جمله مدارج توبت، مجاهدت، خلوت، عزلت، ورع، زهد، وصمت، خوف و رجا، حزن،جوع، ترک شهوت، خشوع و تواضع است. نیک روی کردن در امور. ( از فرهنگ مصطلحات عرفاء سجادی ص 225 ). ( اصطلاح تصوف ) طلب تقرب حق تعالی. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).

فرهنگ فارسی

سفر کردن. یا مدارا کردن

جمله سازی با سلوک کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق تو آزاد کرد از همه قیدی مرا زان که سلوک ملوک، بسته رها کردن است

💡 پیچ و تاب زلف دارد راه باریک سلوک شانه‌سان ما را به مژگان قطع این ره کردن است

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز