لغت نامه دهخدا
داغ بر یخ زدن. [ ب َ ی َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آزار بشخصی رسانیدن که او متأذی نشود. ( غیاث ).
داغ بر یخ زدن. [ ب َ ی َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آزار بشخصی رسانیدن که او متأذی نشود. ( غیاث ).
آزار بشخصی رسانیدن که او متاذی نشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنّ و ملک ز هجر تو در گریهاند و سوز تنها نه داغ بر دل آدم گذاشتی
💡 هر چند عاجزیم حذر کن ز اشک ما کز گریه داغ بر دل آتش کباب سوخت
💡 پرده را داغ بر دل آن بت کرد خیمه را پای در گل آن بت کرد
💡 خوش کردی ای رقیب، که آتش زدی بدل کاین داغ بر جراحت ما سودمند بود
💡 چون لاله داغ بر دل یاقوت می نهد با لعل پر ز لؤلؤ لالا دهان دوست
💡 داغ بر جان و دل از شوق توییم بنده داغ و سگ طوق توییم