سست گوش

لغت نامه دهخدا

سست گوش. [ س ُ ] ( ص مرکب ) مطیع و رام و فرمانبردار. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مطیع و رام و فرمانبردار

جمله سازی با سست گوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لوئیس در نامه‌ای به برادرش سرگرد وارن لوئیس[پ] (۱۸۹۵–۱۹۷۳) به تاریخ ۲۰ ژوئیهٔ ۱۹۴۰ می‌نویسد که شب پیش‌تر به سخنرانی آدولف هیتلر گوش داده بود[ت] و با اینکه ممکن است اراده‌اش از دیگرانی سست‌تر باشد، «سخت است که سخنرانی را شنید و اندکی نلغزید.»

💡 هر کس نبود معتقد عفو ایزدی گوشی به پند زاهد سست اعتقاد داد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز