لغت نامه دهخدا
( سرمه آسا ) سرمه آسا. [ س ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) سرمه سان. بمانند سرمه. همچون سرمه: خاک قدم او را سرمه آسا به چشم کشیدندی. ( سعدی ).
( سرمه آسا ) سرمه آسا. [ س ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) سرمه سان. بمانند سرمه. همچون سرمه: خاک قدم او را سرمه آسا به چشم کشیدندی. ( سعدی ).
( سرمه آسا ) سرمه سان. بمانند سرمه. همچون سرمه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از در و دیوار هر سنگی که آید بر سرم سرمه آسا می کشد در چشم خود دیوانه ام