سرد و ابدار

لغت نامه دهخدا

( سرد و آبدار ) سرد و آبدار. [ ] ( اِخ )نام کتابخانه ای بوده است در سمرقند: و دیوان سلطان آتسز در یک جلد در کتابخانه سرد و آبدار سمرقند مطالعه افتاده است. ( لباب الالباب ج 1 ص 38 ).

فرهنگ فارسی

( سرد و آبدار ) نام کتابخانه بوده است در سمرقند

جمله سازی با سرد و ابدار

💡 زیرزمینهایی با سقف کوتاه، در زیر قسمت زمستان‌نشین هستند که در خانه‌های سنتی در اقلیم سرد و کوهستانی به کار می‌روند و باعث حفظ حرارت درون ساختمان می‌شوند.

💡 گفتم ز درد پا و ز سرما، به تاب رفت گفتا که بس کن این سخن سرد و عذر لنگ

💡 همان‌طور که گفته شد آب و هوای آشمسیان سرد و کوهستانی همراه با بهار معتدل و تابستان‌های گرم می‌باشد.

💡 سرد و گرم‌ دهر را نادیده کس چون‌ خصم تو کز تبش پیوسته تن ‌گرم ‌است و دل از آه سرد

💡 کرده ام از فاقه بسیار سرد و پیرهن رستمی باید برآرد زین چه بیژن مرا

💡 در جریان تابستان روزها نسبتاً گرم و هوای آن از اول ماه عقرب (آبان) الی ماه ثور (اردیبهشت) سرد و توأم با بارش برف و باران می‌باشد. سطح بارندگی سالانه اضافه از (۲۲۹۰) میلی‌متر برآورد شده‌است.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز