لغت نامه دهخدا
سراغ دادن. [ س ُ دَ ] ( مص مرکب ) نشان دادن. از جای چیزی یا کسی آگاهی دادن. رجوع به سراغ شود.
سراغ دادن. [ س ُ دَ ] ( مص مرکب ) نشان دادن. از جای چیزی یا کسی آگاهی دادن. رجوع به سراغ شود.
نشان دادن از جای چیزی یا کسی آگاهی دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سراغ يك مساله مهم، يعنى مساله (رضاع ) (شير دادن ) و با تعبيراتى بسياركوتاه و فشرده و در عين حال پر محتوا و آموزنده جزئيات اين مساله را بازگو مى كند.
💡 ((خلافى نيست در اينكه حكم امام اعظم نافذ است و همچنين دادن ولايت قضاوت به كسى ازطرف او شرط صحت قضاوت است (و بدون نصب از طرف او قضا نافذ نيست ) و خلافى دراين مطلب سراغ ندارم.