سر اماج

لغت نامه دهخدا

( سرآماج ) سرآماج. [ س َ ] ( اِ ) یوغ، و آن چوبی باشد که بر گردن گاو نهند و چوب گاوآهن را بدان بسته زمین را شیار کنند، و بعضی با جیم فارسی آورده و گفته اند چوبی است که گاوآهن را بر آن نصب کنند، و بعربی عضم گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

( سر آماج ) یوغ و آن چوبی باشد که بر گردن گاو نهند و چوب گاو آهن را بدان بسته زمین را شیار کنند و بعضی با جیم فارسی آورده و گفته اند چوبی است که گاو آهن را بر آن نصب کنند و به عربی عضم گویند.

جمله سازی با سر اماج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش از خدنگ‌، بر سر آماج‌گه رسد بر پشتش ار کشی سوی آماج‌گه خدنگ

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز