سد گشادن

لغت نامه دهخدا

سد گشادن. [ س َدد / س َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) خراب کردن و هدم نمودن. ( آنندراج ). || تسخیر کردن و در تصرف خود آوردن. ( آنندراج ):
ملک همه خسروان گرفتیم
سد همه دشمنان گشادیم.انوری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - گشودن سد و جریان دادن آب آن. ۲ - خراب کردن هدم. ۳ - تسخیر کردن در تصرف خود در آوردن.

جمله سازی با سد گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عرض نیاز خویش به پاکیزه گوهران لب چون صدف به ابر بهاران گشادن است

💡 از تو دل آتشین نهادن وز من درِ آهنین گشادن

قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز