عنان گشادن

لغت نامه دهخدا

عنان گشادن. [ ع ِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل عنان کشیدن. راهی و روانه شدن. رفتن. عزیمت کردن.
- عنان گشاده رفتن؛ بسرعت رفتن و زود سپری شدن: دریغا عمر که عنان گشاده رفت. ( کلیله و دمنه ).
- عنان گشاده گشتن؛ مطلق و آزاد شدن. از قید رستن: برگهای دشت که پای بسته دام سرمای دی بودند ومانند بهمن در دست بهمن مانده بسعی باد صبا دل فراخ و عنان گشاده گشت. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

( ~. گُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تاختن، حمله کردن.

فرهنگ فارسی

مقابل عنان کشیدن راهی و روانه شدن

ویکی واژه

تاختن، حمله کردن.

جمله سازی با عنان گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر نوفلیان عنان گشادند شمشیر به شیر در نهادند

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز