عنان گشادن

مترادف‌ها

رها کردن، شل کردن

متضادها

مهار کردن

لغت نامه دهخدا

عنان گشادن. [ ع ِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل عنان کشیدن. راهی و روانه شدن. رفتن. عزیمت کردن.
- عنان گشاده رفتن؛ بسرعت رفتن و زود سپری شدن: دریغا عمر که عنان گشاده رفت. ( کلیله و دمنه ).
- عنان گشاده گشتن؛ مطلق و آزاد شدن. از قید رستن: برگهای دشت که پای بسته دام سرمای دی بودند ومانند بهمن در دست بهمن مانده بسعی باد صبا دل فراخ و عنان گشاده گشت. ( تاریخ جهانگشای جوینی ).

فرهنگ معین

( ~. گُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تاختن، حمله کردن.

فرهنگ فارسی

مقابل عنان کشیدن راهی و روانه شدن

ویکی واژه

تاختن، حمله کردن.

جمله سازی با عنان گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بر نوفلیان عنان گشادند شمشیر به شیر در نهادند

💡 دولت‌ها نباید در برابر نوسانات شدید اقتصادی، افسار بازار را رها کرده و اجازه دهند تا بدون هیچ کنترلی، عنان گشادنِ تورم شدت یابد.

💡 برخی منتقدان معتقدند که رها کردن عنان گشادنِ آزادی‌های فردی بدون رعایت قوانین اجتماعی، می‌تواند منجر به هرج‌ومرج و بی‌نظمی در جامعه شود.

💡 مدیران موفق باید یاد بگیرند که در زمان بحران، به جای عنان گشادنِ کنترل‌ها، با دقت و برنامه‌ریزی بیشتری امور را مدیریت و هدایت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران