لغت نامه دهخدا
( سخن آفرین ) سخن آفرین. [ س ُ خ َ ف َ ] ( نف مرکب ) کنایه از شاعر کامل سخن. ( آنندراج ).
( سخن آفرین ) سخن آفرین. [ س ُ خ َ ف َ ] ( نف مرکب ) کنایه از شاعر کامل سخن. ( آنندراج ).
( سخن آفرین ) کنایه از شاعر کامل سخن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مدح او بود سخن آفرین سرای ای ز آفرین سرشته ترا عالم آفرین
💡 سخن چون سخن آفرین آفرید همه ما سوی از سخن شد پدید
💡 صائب علاج آتش سوداست چوب گل کار عدو به کلک سخن آفرین گذار
💡 منم صائب امروز بر لوح خاک اگر یک سخن آفرین مانده است
💡 باد به دریای سخن آفرین بیدل دانا که ازو نکتههاست!
💡 از این رهگذر بود کاین کمترین شدم پیرو آن سخن آفرین