سجل کردن

سجل کردن یک ترکیب فعلی در زبان فارسی است که ریشه آن از واژه عربی «سجل» گرفته شده و به معنای ثبت، تأیید و تصدیق کردن یک موضوع یا نوشته به کار می‌رود. این عبارت در متون تاریخی و ادبی فارسی کاربرد فراوان داشته و معمولاً برای بیان رسمی کردن یا پذیرفتن یک سخن، حکم یا سند استفاده می‌شده است. در یکی از مهم‌ترین معانی، سجل کردن به مفهوم تأیید و تصدیق کردن یک ادعا یا نوشته است، به گونه‌ای که آن مطلب مورد پذیرش رسمی قرار گیرد. این واژه همچنین به معنای ثبت کردن و وارد نمودن یک موضوع در سند یا دفتر رسمی نیز به کار می‌رود و به نوعی مفهوم قانونی و اداری دارد. در متون قدیمی، هنگامی که حاکم یا قاضی حکمی را می‌پذیرفت و رسمیت می‌بخشید، گفته می‌شد آن را سجل کرده است. گاهی نیز سجل کردن به معنای حکم دادن، فتوا صادر کردن یا قطعی و معتبر دانستن یک تصمیم بوده است. در آثار ادبی، شاعران این واژه را برای بیان تأیید عقل، دانش یا حقیقت درباره یک موضوع به کار برده‌اند تا نشان دهند سخنی به صورت قطعی پذیرفته شده است. از نظر معنایی، سجل کردن مفهومی نزدیک به امضا کردن، رسمیت بخشیدن و معتبر دانستن دارد و بیشتر در زمینه‌های رسمی و حقوقی دیده می‌شود. این عبارت در گذشته اهمیت زیادی داشته زیرا ثبت و تأیید رسمی اسناد و گفته‌ها نقش مهمی در امور حکومتی، قضایی و اجتماعی ایفا می‌کرده است. در مجموع، این اصطلاح به معنای ثبت، تصدیق، تأیید و رسمی دانستن یک موضوع است و در متون تاریخی، ادبی و حقوقی فارسی کاربرد گسترده‌ای داشته است.

لغت نامه دهخدا

سجل کردن. [ س ِج ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تسجیل. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). تصدیق کردن. تأیید کردن. قبول کردن. پذیرفتن امضاء: هر چیزی که خرد و فضل وی آن را سجل کرد بهیچ گواه حاجت نیاید. ( تاریخ بیهقی ).
وگرزبان هنر می سراید این دعوی
بحکم عقل سجل میکنم که آن ِ من است.خاقانی.|| فتوا دادن. حکم کردن: آنکسان گواهی نبشتند و حاکم سجل کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 182 ). او را [ یزدجرد را ] بدان اصفهبد سپرد و سجلی کرد که ملک را به خویشتن پذیرفت. ( فارسنامه ابن البلخی ص 112 ). رجوع به سجل شود.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) ۱ - تأیید کردن، تصدیق کردن. ۲ - ثبت کردن.

فرهنگ فارسی

تسجیل. تصدیق کردن

ویکی واژه

تأیید کردن، تصدیق کردن.
ثبت کردن.